ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )
75
اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )
و رودرروئى كنيم . زيرا كه ما نبايد اين تخطىها را در همين نزديك پرچم شركت هلند تحمل كنيم . نايب التجار و خزينهدار هندريك آرنوت ميخيلس « 44 » فكر مىكرد كه چون آنها اينك بيرون اين خانهاند ما بايد بكوشيم كه در همان بيرون بمانند . اما اين كار بايد با كمترين استفاده از وسايل عدوانى باشد . نايب التجار و منشى شوراى سياسى كارل كوناد « 45 » بر اين باور بود كه چون اين خانه از آن يك مسلمان است و او نوكر شركت هلند نيست ما نبايد به جنگ دست زنيم بخصوص كه آنها يك بار ديگر هم در اين خانه منزل كردهاند . پيام دوم به مدير در نهان خبر رسيده كه به احتمال قوى سيد احمدخان در دو سه روز آينده با همهء نيروها و بار و بنه و تمام چيزهايش از اينجا به لار ( چنين شايع بود ) مىرود . اما تا هنگام حركتش ( پشت برگ 3490 ) افراد او مجاز خواهند بود تا آنجا كه مىتوانند در زير پرچم شركت هلند به گونهاى افسار گسيخته در رهگذر به راهزنى ، اخاذى و دزدى پردازند ( اگر خان بخواهد از جانب خاور شهر بيرون شود بايد از پشت شركت ما بگذرد . و اگر آهنگ لار دارد ناچار بايد از همين جانب برود . در برابر اين كارها و تخطىهاى تبهكارانه چه كار بايد كرد و چگونه بايد آماده شد ؟ . ) همهء آقايان يادشده در بالا بر اين باور بودند كه چنانچه هر گونه زورگوئى يا اخاذى نسبت به آدمهاى شركت هلند يا خانههاى آنها اعمال شود ، بهترين راه آنست كه ما هم به زور متوسل شويم . اندكى پس از آن مدير به آقايان بالا خبر داد كه به همهء شاطران ، نوكران خانه - هاى كاركنان شركت و جز آنان دستور داده است كه با زنان و كودكانشان به خانهء بازرگان باشى رفته تا دستور بعدى در آنجا بمانند . همهء آقايان نامبرده اين دستور را تأييد كردند . چون اين ملايمترين كارى بود كه مىتوانستى انجام داد . كشتىهائى كه پريروز از آنها سخن رفت امروز عصر پر از هيزم و همهء آنچه
--> ( 44 ) - Henarick Aarnout Michielsz ( 45 ) - Carel Koenad